متوسطه دوره ی اول دخترانه مفید

اخبار > تجربه دبیر نگارش از پشتکار یکی از هشتمی‌ها!


  چاپ        ارسال به دوست

تجربه دبیر نگارش از پشتکار یکی از هشتمی‌ها!

سکانس اول: یک بار مریم نوشته‌ای به ما داد با این توضیح که می‌خواهم در مسابقة داستان‌نویسی شرکت کنم. نوشته‌اش را خواندیم و تنها چیزی که در آن نیافتیم داستان بود! ابتدا شروع کردیم به گرفتن ایرادات جزیی نوشته. بعد به فکرم رسید که پوستر مسابقه را ببینم و کمکش کنم چیزی را بنویسد که مسابقه از او خواسته است. متوجه شدم اختلاف فاحشی با چیزی که مسابقه خواسته است، دارد. بنابراین زیر برگه‌اش تک تک چیزهایی که به ذهنم رسید لازم است انجام دهد تا نوشته‌اش داستانی در خور شرکت در مسابقه شود، نوشتم.

سکانس دوم: جلسة بعد مریم با برگه‌ای جدید به خانم قنبری مراجعه کرد. نوشته‌اش را دیدیم. هیچ شباهتی به نوشتة اول نداشت. هیچ! به تمام نکاتی که نوشته بودم توجه کرده بود و از اول یک چیز کاملاً جدید –یک داستان واقعی –نوشته بود. شگفت‌زده شدیم. راستش به شخصه فکر نمی‌کردم اصلا توانایی داستان نویسی را داشته باشد. ولی توانسته بود. چون پشتکار داشت.

سکانس سوم: در جلسة اولیا مادر مریم را دیدیم و در ذکر پشتکار مریم این داستان را برای او گفتیم. جوابی که مادر داد بیشتر شگفت‌زده‌مان کرد: «بله می‌دانم. آن شب مریم تمام روز نشسته بود پای نوشتن داستانش و تا تمام نشد متوقف نشد. کارش تا ساعت دوی نیمه شب طول کشید...»

سکانس چهارم: دقایق پایانی کلاس بود و درس تمام شده بود. گفتم «بچه‌ها می‌خواهم یک ماجرایی برایتان تعریف کنم. ماجرایی که مربوط به یکی از همکلاسی‌هایتان است و مرا عمیقاً شگفت‌زده کرده است». داستان را بدون اشاره به نام مریم تعریف کردم.. بچه‌ها مشتاقانه گوش می‌کردند و مدام می‌پرسیدند: « چه کسی این کارها را کرد؟ چه کسی؟» آخرش به مریم اشاره کردم. چشم‌هایش از اشتیاق برق می‌زد. بچه‌ها با تمام توان تشویقش کردند.


١٩:٢٩ - چهارشنبه ٢٨ آذر ١٣٩٧    /    شماره : ٦٤٧٩    /    تعداد نمایش : ١٥٦



خروج